در زدم گفت کیست . گفتمش ایدوست دوست
گفت در آن دوست چیست ؟ گفتمش ایدوست دوست
گفت اگر دوستی ! از چه در این پوستی ؟
دوست که در پوست نیست ! گفتمش ایدوست دوست
گفت در آن آب و گل. دیده ام از دور دل
او به چه امید زیست ؟ گفتمش ایدوست دوست
گفتمش اینهم دمیست ؟ گفت عجب عالمیست
ساقی بزم تو کیست ؟ گفتمش ایدوست دوست
در چو برویم گشود جمله بود نبود
دیدم و دیدم یکیست . گفتمش ایدوست دوست
خوشبختی به كسانی روی می آورد كه برای خوشبخت كردن دیگران می كوشند.
دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام
دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم
آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام
بیزارم از خموشی تقویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام
تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید
از حال من مپرس که بسیار خسته ام
لبریزم
ار حرفهایی که فقط گفته می شوند تا شاید باری از دل بردارند.حرفهایی که دیگران رو دل تنگ می کنه و دلم رو خالی
دلگیرم
از خودم و دلگیر از تو از یک نواختی این به ظاهر زندگی از روزهای نویی که اومدن و اومدنشون هیچ انگیزه ای برای زیستن برایم عیدی نیاورد
بگزار تهی شوم از این همه دلگیری از اسمان ابری بهاری با من بگو یا از رفتن زمستان بگو ار ستاره ها از ماه فرقی نمی کنه فقط با من حرف بزن
دلنوشته هام بهانه ای بیش نبود....فقط باورم کن که دلتنگم
asragoli.blogfa.com
توی دلتنگی دنیا ، غریبه هم نفست نیست
قدیما دلا یکی بود ، همه صاف و ساده بودن
توی نامردی دنیا ، کنارت آماده بودن
قدیما رسم رفاقت ، پر بود از صفا مردی
ولی این روزا رفیقت ، به دلت می زاره دردی
قدیما هواتو داشتن رفیقا تو اوج غربت
ولی این روزا رفیقت ، می شه تنهایی و حسرت
قدیما گذشت و ما هم ، رسیدیم به فصل امروز
دیگه هیچ چیزی نمونده ، از همه عهدای دیروز
دیگه این روزا صداقت ، گمشده تو راه دنیا
امید همه به اینه ، که بیاد ناجی دنیا
این روزا دلت می گیره ، وقتی نامردی می بینی
از غم زمونه می گه ، کنار هر کی می شینی
این روزا نفس نمونده واسه آغاز دوباره
حتی روزای بهاری ، بوی دلتنگی می یاره
این روزا غروب خورشید ، یعنی طعم تلخ حسرت
از اونی که عاشقت بود ، پر می شه دلت با نفرت
این روزا هق هق و بغضت ، غم و یار و همدمت نیست
باورت می شه یه روزی ، هیچ کسی هم نفست نیست
دوست داشتید به این ادرس هم سری بزنید تازه امدهhttp://asra.rozblog.com/
|
|
|
|


|
|
.
.
یادت میاد یا نه اما من فراموش نمیکنم درست ۶ سال پیش مثل امروز مامان بابات اومدن خونه ما تو مشهد بودی که بهت زنگ زدن.
یادش بخیر
خوشحالم از اینکه تو رو دارم با تمام وجود خوشحالم و به داشتنت افتخار می کنم
ولی خیلی نامردی هیچ وقت برام گل نگرفتی![]()
